صفحه اصلی
مترادف و متضاد
واژه های حرف "م" - مترادف و متضاد
منقبض
منقبض شدن
منقبض شده
منقبض کردن
منقبض کننده
منقح
منقد
منقد ادبی
منقد ومحقق کتاب
منقد کلمات
منقرض
منقرض شدن
منقرض نکردنی
منقرض کردن
منقسم
منقسم بدو لخته
منقسم به قسمت های جدا جدا
منقسم به مقطع های کوچک
منقسم شدن
منقسم کردن
منقش
منقصت
منقض شده
منقضی
منقضی شدن
منقضی کردن
منقطع
منقطع شدن
منقطع کردن
منقل
منقل اتش
منقل ذغالی
منقلب
منقلب شدن
منقلب کردن
منقور کردن
منقوش
منقوش روی سنگ
منقوش کردن
منقوط
منقوط کردن
منقول
مننژیت
منها
منها کردن
منهای
منهج
منهدم
بیشتر