کلمه جو
صفحه اصلی

دهنیه

لغت نامه دهخدا

دهنیة. [ دَ نی ْ ی َ ] (ع مص ) رسیدن امری . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || آرمیدن دریا. || داهی شدن . || رفتن به رفق . || میان پای از هم بازنهادن . (تاج المصادر بیهقی ).


دهنیة. [ دُ نی ْ ی َ ] (ع اِ) چربی و روغن خواه نباتی ، خواه حیوانی . (آنندراج ). و رجوع به دهنیت شود.



کلمات دیگر: