کلمه جو
صفحه اصلی

دیرآب

لغت نامه دهخدا

دیرآب . (ص مرکب ) که زود انزال نکند. (یادداشت مؤلف ) :
زین سرابونی ، یک اندامی ، درشتی ، پردلی
مغ کلاهی مغ روی دیرآب زود افشاره ای .

سوزنی .




کلمات دیگر: