دیوآورد. [ وْ ] (اِ مرکب )درخت صنوبر. (آنندراج ). درخت سرو. || جام برنجین . (ناظم الاطباء). پیاله ٔ برنجی . (آنندراج ).
دیوآورد
لغت نامه دهخدا
کلمات دیگر:
دیوآورد. [ وْ ] (اِ مرکب )درخت صنوبر. (آنندراج ). درخت سرو. || جام برنجین . (ناظم الاطباء). پیاله ٔ برنجی . (آنندراج ).