کلمه جو
صفحه اصلی

رسی ً

لغت نامه دهخدا

رسی ً. [ رَ سَن ْ ] (ع اِ) ج ِ رَسْوَة. (اقرب الموارد). رجوع به رسوة شود.



کلمات دیگر: