زوبیوه . [ بی وَ / وِ ] (اِ) حلقه ٔ فلزی که بدسته ٔ گرز و یا تبرزین نصب کنند. (ناظم الاطباء). رجوع به لسان العجم شعوری ج 2 ص 49 شود.
زوبیوه
لغت نامه دهخدا
کلمات دیگر:
زوبیوه . [ بی وَ / وِ ] (اِ) حلقه ٔ فلزی که بدسته ٔ گرز و یا تبرزین نصب کنند. (ناظم الاطباء). رجوع به لسان العجم شعوری ج 2 ص 49 شود.