سپرزرنگ . [ س ُ پ ُ رَ ] (ص مرکب ) هر چیز که برنگ سپرز باشد. (ناظم الاطباء). طلحه رنگیست میان تیرگی و سیاهی با اندک سپیدی . (یادداشت مؤلف ).
سپرزرنگ
لغت نامه دهخدا
کلمات دیگر:
سپرزرنگ . [ س ُ پ ُ رَ ] (ص مرکب ) هر چیز که برنگ سپرز باشد. (ناظم الاطباء). طلحه رنگیست میان تیرگی و سیاهی با اندک سپیدی . (یادداشت مؤلف ).