کلمه جو
صفحه اصلی

سؤال کردن

لغت نامه دهخدا

سؤال کردن . [ س ُ آ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پرسیدن . پرسش کردن . در تداول ، طلب رفع حاجت کردن و گدایی کردن . (ناظم الاطباء).



کلمات دیگر: