شکردیدن . [ ش ِ ک َ دی دَ ] (مص ) شکار کردن . || گریزاندن و گریختن فرمودن . || شکستن . (ناظم الاطباء). و رجوع به شکردن و شکریدن شود.
شکردیدن
لغت نامه دهخدا
کلمات دیگر:
شکردیدن . [ ش ِ ک َ دی دَ ] (مص ) شکار کردن . || گریزاندن و گریختن فرمودن . || شکستن . (ناظم الاطباء). و رجوع به شکردن و شکریدن شود.