کلمه جو
صفحه اصلی

شکرنطق

لغت نامه دهخدا

شکرنطق . [ ش َ ک َ ن ُ ] (ص مرکب ) شکرگفتار. شکرلهجه :
کو شکرنطقی که از شکّر زبانش هر زمان
نحل از آب چشم بر آب دهن بگریستی .

خاقانی .


و رجوع به مترادفات کلمه شود.


کلمات دیگر: