شهدار. [ ش َ ] (اِ) در تحفةالسعاده بمعنی آن کسان که استخوان شکسته را بندند آمده . کسی که اعضای شکسته بندد. (رشیدی ). آروبند. شکسته بند.
شهدار
لغت نامه دهخدا
شهدار. [ ش ِ ] (ع مص ) شهدرة. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به شهدرة شود.
کلمات دیگر:
شهدار. [ ش َ ] (اِ) در تحفةالسعاده بمعنی آن کسان که استخوان شکسته را بندند آمده . کسی که اعضای شکسته بندد. (رشیدی ). آروبند. شکسته بند.
شهدار. [ ش ِ ] (ع مص ) شهدرة. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به شهدرة شود.