کلمه جو
صفحه اصلی

شهر کهنه

لغت نامه دهخدا

شهر کهنه . [ ش َ رِ ک ُ ن َ ] (اِخ ) یکی از دهستانهای بخش حومه ٔ شهرستان قوچان است و از 18 آبادی بزرگ و کوچک تشکیل گردیده و در حدود 11234 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).


شهر کهنه . [ ش َ رِ ک ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دربقاضی بخش حومه ٔ شهرستان نیشابور. در جنوب این ده مزار شیخ فریدالدین عطار و نقاش معروف کمال الملک واقع است و در شمال خاوری طفلان با مسلم مدفون است . در خاور آن تپه ای است معروف به آلب ارسلان که آمریکائیها در آن کاوش کرده اند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).


شهر کهنه . [ ش َ رِ ک ُ ن َ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکز دهستان بخش حومه ٔ شهرستان قوچان است و 2420 تن سکنه دارد. شهر قوچان در سابق در محل فعلی این قصبه بوده است که زلزله های متوالی آنرا خراب کرده است . مقبره ٔ شاهزاده ابراهیم در آنجاست . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).



کلمات دیگر: