شیخوخیة. [ ش َ خی ی َ ] (ع مص ) شیخوخة. پیرگردیدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || خواجه شدن . (منتهی الارب ). رجوع به شیخوخة شود.
شیخوخیه
لغت نامه دهخدا
کلمات دیگر:
شیخوخیة. [ ش َ خی ی َ ] (ع مص ) شیخوخة. پیرگردیدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || خواجه شدن . (منتهی الارب ). رجوع به شیخوخة شود.