شیداندود. [ ش َ / ش ِاَ ] (ن مف مرکب ) (از: شید عربی + اندود فارسی ) اندوده شده . (ناظم الاطباء). اندوده به شید. رجوع به شید در معنی اندود و هرچه بدان خانه را اندود کنند شود.
شیداندود
لغت نامه دهخدا
کلمات دیگر:
شیداندود. [ ش َ / ش ِاَ ] (ن مف مرکب ) (از: شید عربی + اندود فارسی ) اندوده شده . (ناظم الاطباء). اندوده به شید. رجوع به شید در معنی اندود و هرچه بدان خانه را اندود کنند شود.