کلمه جو
صفحه اصلی

عیسی آباد

لغت نامه دهخدا

عیسی آباد. [ سا ] (اِخ ) دهی از دهستان میزدج بخش حومه ٔ شهرستان شهرکردبا 556 تن سکنه . آب آن از چشمه و رودخانه ٔ سراب . محصول آن غلات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).


عیسی آباد. [ سا ] (اِخ ) دهی جزء دهستان بزچلو از بخش کمیجان شهرستان اراک با 767 تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آن غلات و بنشن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).


عیسی آباد. [ سا ] (اِخ ) دهی جزء دهستان پشت گدار بخش حومه ٔ شهرستان محلات با 186 تن سکنه . آب آن از قنات و چشمه سار. محصول آن غلات ، صیفی ، پنبه ، انگور و بادام است .مزارع چشمه فیروزکوه ، قتلو، مالیان ، مالگاه و کهریزجزء این ده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).


عیسی آباد. [ سا ] (اِخ ) دهی جزء دهستان حومه ٔ بخش دستجرد شهرستان قم با 253 تن سکنه . آب آن از قنات و در بهار از رود منصورآباد. محصول آن غلات ، بنشن ، انگور، گردو و زردآلوست . از آثار باستانی بقعه ٔ امام زاده زکریا و پل آجری قدیمی روی رودخانه ٔ منصورآباد سر راه عمومی قدیم قم به همدان در این ده قرار دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).


عیسی آباد. [ سا ] (اِخ ) از طسوج الدور، به ناحیت قم است . رجوع به تاریخ قم ص 117 شود.


عیسی آباد. [ سا ] (اِخ ) دهی از دهستان کلاترزان بخش رزاب شهرستان سنندج با 400 تن سکنه . آب آن از چشمه و رودخانه ٔ محلی . محصول آن غلات ، توتون ، حبوب ، لبنیات و مختصری صیفی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).



کلمات دیگر: