کلمه جو
صفحه اصلی

قربان آباد

لغت نامه دهخدا

قربان آباد. [ ق ُ ] (اِخ ) دهی است ازدهستان فیض آباد بخش فیض آباد و محولات شهرستان تربت حیدریه واقع در 19 هزارگزی فیض آباد. موقع جغرافیایی آن جلگه و معتدل است . سکنه ٔ آن 40 تن است . آب آن از قنات و محصول آن غلات ، پنبه و شغل اهالی زراعت است . راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).


قربان آباد. [ ق ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آتابای بخش پهلوی دژ شهرستان گنبدقابوس واقع در 11000 گزی جنوب پهلوی دژ. موقع جغرافیایی آن دشت و معتدل مرطوب مالاریائی است . سکنه ٔ آن 200 تن است . آب آن از فاضل آب محمدآباد و چاه تأمین میشود. محصول آنجا غلات ، صیفی ، حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالیچه بافی و گلیم بافی و نمدمالی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).


قربان آباد. [ ق ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان انار شهرستان رفسنجان که در83 هزارگزی شمال باختری رفسنجان و 5000 گزی خاور شوسه ٔ رفسنجان به یزد واقع است . موقع جغرافیایی آن سردسیر و سکنه ٔ آن 120 تن است . آب آن از قنات و محصول آن غلات ، پسته و پنبه . شغل اهالی زراعت و کرباس بافی است . راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).



کلمات دیگر: