کلمه جو
صفحه اصلی

کتکت

لغت نامه دهخدا

کتکت . [ ک َ ک َ ] (ع اِ) بانگ شوات . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).


کتکت . [ ک ُ ک ُ ] (ع اِ) کتکتی [ ک ُ ک ُ تا ] . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). بازیی است . (منتهی الارب ) (آنندراج ). یکنوع بازی مر تازیان را. غیر منصرف است . (ناظم الاطباء). و رجوع به کتکتی شود.



کلمات دیگر: