کلمه جو
صفحه اصلی

کثره

لغت نامه دهخدا

کثرة. [ ک َ / ک ِ رَ ] (ع اِمص ) بسیاری . (منتهی الارب ). مقابل قِلَّة. (از اقرب الموارد). کثرت . رجوع به کثرت شود.


کثرة. [ ک َ رَ ] (ع مص ) بسیار شدن . (ترجمان جرجانی ) (غیاث اللغات ). بسیار گردیدن . (منتهی الارب ). بسیار و فراوان گردیدن چیزی . (ناظم الاطباء). خلاف قِلَّة. (از اقرب الموارد).


کثرة. [ ک ُ رَ ] (اِخ ) نام مردی است . (از منتهی الارب ).



کلمات دیگر: