کنکن . [ ک َ ک َ ] (نف مرکب ) کان کن . (ناظم الاطباء). || چاه کن . (ناظم الاطباء). مقنی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کنکن
لغت نامه دهخدا
کلمات دیگر:
کنکن . [ ک َ ک َ ] (نف مرکب ) کان کن . (ناظم الاطباء). || چاه کن . (ناظم الاطباء). مقنی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).