کورباطنی . [ طِ ] (حامص مرکب ) کندفهمی . کم هوشی . (فرهنگ فارسی معین ). کوردلی . و رجوع به کورباطن و کوردل شود.
کورباطنی
لغت نامه دهخدا
کلمات دیگر:
کورباطنی . [ طِ ] (حامص مرکب ) کندفهمی . کم هوشی . (فرهنگ فارسی معین ). کوردلی . و رجوع به کورباطن و کوردل شود.