رضا شریعت زاده گیلانی معروف به حاج آقا رضا رفیع و ملقب به «قائم مقام الملک» یکی از رجال سیاسی ایران در دوره قاجار و پهلوی، دوست و ندیم رضا شاه پهلوی و سال ها عهده دار نمایندگی تالش در مجلس شورای ملی بود.نبو
او فرزند حاج ملا محمدمهدی شریعتمدار (روحانی و مالک معروف گیلان) فرزند حاج ملا رفیع شریعتمدار گیلانی (مجتهد و متمول طراز اول ایران در عصر ناصری) بود. او در سال ۱۲۶۸ ه.ش در رشت به دنیا آمد. تحصیلات مقدماتی و سطح را در گیلان به اتمام رسانید و چندی هم دروس خارج گرفت و مجتهد شد، ضمناً زبان روسی را نیز به خوبی می دانست و با قنسولگری روسیه در رشت مناسبات حسنه ای داشت.
حاج آقا رضا قائم مقام الملک چندی در تهران قنسول افتخاری سفارت روس و رابط با وزارت امور خارجه بود. پس از کودتای اسفند ۱۲۹۹ به زندان افتاد اما کمی بعد آزاد شد. وی به دوستی با دولت روسیه مشهور بود و حتی یک روز که از خیابان شاه آباد با درشکه شخصی خود عبور می کرد مورد سوء قصد واقع شد و چند تیر به سوی او شلیک شد که دو گلوله به کتف و بازوی او جراحاتی وارد آورد ولی جان به سلامت برد. پس از تشکیل قشون متحدالشکل، حاج آقا رضا به سمت مشاور سیاسی رئیس قشون، رضاخان، منصوب شد. وی در ابتدای دوران بیست ساله سلطنت رضاشاه از نزدیکان و مشاوران وی بود و در ادوار پنجم، ششم، هفتم و دوازدهم نماینده تالش در مجلس شد. قائم مقام رفیع در سال ۱۳۱۹ از چشم رضاشاه افتاد و وی دستور زندانی کردن و سر به نیست کردن او را داد اما بنا به دلایلی و به ویژه وساطت برادر او که در آن زمان در نجف اشرف به سر می برد و از روحانیون بانفوذ عتبات عالیات بود از کشتن وی صرف نظر کرد و مدتی بعد نیز دستور آزاد کردن او را از زندان داد.
بعد از شهریور ۱۳۲۰ و تجاوز متفقین به ایران، برائت وی در دادگستری اعلام شد و به مجلس بازگشت و دوره های چهاردهم، پانزدهم، شانزدهم و هفدهم نماینده تالش در مجلس بود. همچنین در ادوار دوم و سوم مجلس سنا سناتور شد. وی به سبب محبتی که محمدرضا شاه جوان از دوران خردسالی خود نسبت به او داشت دارای یک مقام معنوی و احساسی نزد وی بود. وی در این مقام سعی کرد مناسبات دربار با روحانیت قم را التیام بخشد و شاه را به عنوان یک پادشاه شیعه و حامی و مروج دین و مذهب نشان دهد. وی پس از شهریور ۱۳۲۰ پیوسته در کنار شاه بود، با او به سفر می رفت و در متن و حاشیه حوادث بود. او در بیشتر مراسم بدون آنکه سمت رسمی داشته باشد حضور داشت. گفته شده که وی از مخالفین اجرای قانون اصلاحات ارضی بود و بارها نظر مخالف خود را به شاه ابلاغ کرده بود و لذا در اواخر عمر خانه نشین شد. رفیع در زمستان ۱۳۴۲ و در سن ۷۷ سالگی در تهران درگذشت.
او فرزند حاج ملا محمدمهدی شریعتمدار (روحانی و مالک معروف گیلان) فرزند حاج ملا رفیع شریعتمدار گیلانی (مجتهد و متمول طراز اول ایران در عصر ناصری) بود. او در سال ۱۲۶۸ ه.ش در رشت به دنیا آمد. تحصیلات مقدماتی و سطح را در گیلان به اتمام رسانید و چندی هم دروس خارج گرفت و مجتهد شد، ضمناً زبان روسی را نیز به خوبی می دانست و با قنسولگری روسیه در رشت مناسبات حسنه ای داشت.
حاج آقا رضا قائم مقام الملک چندی در تهران قنسول افتخاری سفارت روس و رابط با وزارت امور خارجه بود. پس از کودتای اسفند ۱۲۹۹ به زندان افتاد اما کمی بعد آزاد شد. وی به دوستی با دولت روسیه مشهور بود و حتی یک روز که از خیابان شاه آباد با درشکه شخصی خود عبور می کرد مورد سوء قصد واقع شد و چند تیر به سوی او شلیک شد که دو گلوله به کتف و بازوی او جراحاتی وارد آورد ولی جان به سلامت برد. پس از تشکیل قشون متحدالشکل، حاج آقا رضا به سمت مشاور سیاسی رئیس قشون، رضاخان، منصوب شد. وی در ابتدای دوران بیست ساله سلطنت رضاشاه از نزدیکان و مشاوران وی بود و در ادوار پنجم، ششم، هفتم و دوازدهم نماینده تالش در مجلس شد. قائم مقام رفیع در سال ۱۳۱۹ از چشم رضاشاه افتاد و وی دستور زندانی کردن و سر به نیست کردن او را داد اما بنا به دلایلی و به ویژه وساطت برادر او که در آن زمان در نجف اشرف به سر می برد و از روحانیون بانفوذ عتبات عالیات بود از کشتن وی صرف نظر کرد و مدتی بعد نیز دستور آزاد کردن او را از زندان داد.
بعد از شهریور ۱۳۲۰ و تجاوز متفقین به ایران، برائت وی در دادگستری اعلام شد و به مجلس بازگشت و دوره های چهاردهم، پانزدهم، شانزدهم و هفدهم نماینده تالش در مجلس بود. همچنین در ادوار دوم و سوم مجلس سنا سناتور شد. وی به سبب محبتی که محمدرضا شاه جوان از دوران خردسالی خود نسبت به او داشت دارای یک مقام معنوی و احساسی نزد وی بود. وی در این مقام سعی کرد مناسبات دربار با روحانیت قم را التیام بخشد و شاه را به عنوان یک پادشاه شیعه و حامی و مروج دین و مذهب نشان دهد. وی پس از شهریور ۱۳۲۰ پیوسته در کنار شاه بود، با او به سفر می رفت و در متن و حاشیه حوادث بود. او در بیشتر مراسم بدون آنکه سمت رسمی داشته باشد حضور داشت. گفته شده که وی از مخالفین اجرای قانون اصلاحات ارضی بود و بارها نظر مخالف خود را به شاه ابلاغ کرده بود و لذا در اواخر عمر خانه نشین شد. رفیع در زمستان ۱۳۴۲ و در سن ۷۷ سالگی در تهران درگذشت.
wiki: ۱۳۴۷ در تربت حیدریه) نویسنده، طنزپرداز، روزنامه نگار و مجری ایرانی است. تحصیلات او کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی است. اگر چه رفیع سال ها در مطبوعات فعالیت مستمر داشته اما حضور او به عنوان سردبیر و مجری در برنامهٔ قندپهلو باعث محبوبیت و شهرت بیش از پیش او شد. وی برادر جلال رفیع (جلال رفیعی زاده)و محمد جواد رفیعی زاده است.
حرف اضافه | مجموعه نثرهای طنز از سال ۸۱ تا ۸۳ | نشر اطلاعات | چاپ اول ۱۳۸۴، چاپ دوم ۱۳۹۰
بزن در رو | گزیده ای از نثرهای طنز چاپ شده در روزنامه جام جم | در دست چاپ
طنز و تغزل | مجموعه غزلیات طنزآمیز در نیمه دوم دهه هفتاد | در دست چاپ
آب در هاون | مجموعه طنزهای منثور ازسال ۸۴ تا ۸۵ | در دست چاپ
باد در غربال | مجموعه طنزهای منثور ازسال ۸۶ تا ۸۷ | در دست چاپ
دایرهٔ بی زنگ | مجموعه طنزهای منثور ازسال ۸۸ تا ۸۹ | در دست چاپ
مشت بر سندان | مجموعه طنزهای منثور ازسال ۹۰ تا ۹۱ | در دست چاپ
محمدرضا رفیع زاده معروف به رضا رفیع در ششمین روز مرداد سال ۱۳۴۷ هجری خورشیدی در ۱۴۰ کیلومتری جنوب مشهد در تربت حیدریه به دنیا آمد. پدرش، حاج محمود رفیع زاده (رفیعی)، کارمند فرهنگی آموزش و پرورش و برادرش جلال رفیع نویسنده، طنزپرداز و مشاور فرهنگی و رسانه ای رئیس جمهور در زمان خاتمی است.
رفیع دوران ابتدایی را در دبستان بیهقی، راهنمایی را در مدرسه علی تمدن و دبیرستان را نیز در قدیمی ترین دبیرستان شهر، دبیرستان رازی تربت گذراند. دوران دبیرستانش را خود «دوران انحرافات ادبی» اش می نامد و می گوید: «در همان ایام دبیرستان، طنزهایی می نوشتم با عنوان ثابت «نشنو از نی» که روزانه در تابلو مدرسه نصب العین می شد تا مایهٔ عبرت سایرین گردد.»
او اولین سروده های جدی اش را برای شاعر فصلی از عاشقانه ها، سهیل محمودی، صاحب صفحات شعر خلوت انس در مجله جوانان ارسال کرد. او آن ها را چاپ کرد، اما در نامه ای بلند بالا به تربت برایش نوشت: «بیش از شعر جدی، قدر قلم طنزت را بدان!»
حرف اضافه | مجموعه نثرهای طنز از سال ۸۱ تا ۸۳ | نشر اطلاعات | چاپ اول ۱۳۸۴، چاپ دوم ۱۳۹۰
بزن در رو | گزیده ای از نثرهای طنز چاپ شده در روزنامه جام جم | در دست چاپ
طنز و تغزل | مجموعه غزلیات طنزآمیز در نیمه دوم دهه هفتاد | در دست چاپ
آب در هاون | مجموعه طنزهای منثور ازسال ۸۴ تا ۸۵ | در دست چاپ
باد در غربال | مجموعه طنزهای منثور ازسال ۸۶ تا ۸۷ | در دست چاپ
دایرهٔ بی زنگ | مجموعه طنزهای منثور ازسال ۸۸ تا ۸۹ | در دست چاپ
مشت بر سندان | مجموعه طنزهای منثور ازسال ۹۰ تا ۹۱ | در دست چاپ
محمدرضا رفیع زاده معروف به رضا رفیع در ششمین روز مرداد سال ۱۳۴۷ هجری خورشیدی در ۱۴۰ کیلومتری جنوب مشهد در تربت حیدریه به دنیا آمد. پدرش، حاج محمود رفیع زاده (رفیعی)، کارمند فرهنگی آموزش و پرورش و برادرش جلال رفیع نویسنده، طنزپرداز و مشاور فرهنگی و رسانه ای رئیس جمهور در زمان خاتمی است.
رفیع دوران ابتدایی را در دبستان بیهقی، راهنمایی را در مدرسه علی تمدن و دبیرستان را نیز در قدیمی ترین دبیرستان شهر، دبیرستان رازی تربت گذراند. دوران دبیرستانش را خود «دوران انحرافات ادبی» اش می نامد و می گوید: «در همان ایام دبیرستان، طنزهایی می نوشتم با عنوان ثابت «نشنو از نی» که روزانه در تابلو مدرسه نصب العین می شد تا مایهٔ عبرت سایرین گردد.»
او اولین سروده های جدی اش را برای شاعر فصلی از عاشقانه ها، سهیل محمودی، صاحب صفحات شعر خلوت انس در مجله جوانان ارسال کرد. او آن ها را چاپ کرد، اما در نامه ای بلند بالا به تربت برایش نوشت: «بیش از شعر جدی، قدر قلم طنزت را بدان!»
wiki: رضا رفیع (طنزپرداز)