torchbearer
مشعلدار
فارسی به انگلیسی
مترادف و متضاد
۱. مشعلکش، مشعلچی
۲. پیشرو، راهنما
لغت نامه دهخدا
مشعلدار. [ م َ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان قزوین که 660 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).
مشعلدار. [ م َ ع َ ] (نف مرکب ) آن که مشعل حمل کند. دارنده و نگاهدارنده ٔ مشعل :
نازنین مگذار دل را کز پی پروانگی
ناز مشعلدار سلطان برنتابد هر دلی .
نازنین مگذار دل را کز پی پروانگی
ناز مشعلدار سلطان برنتابد هر دلی .
خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص 880).
کلمات دیگر: