کلمه جو
صفحه اصلی

نیازآباد

لغت نامه دهخدا

نیازآباد. (اِخ ) دهی است از دهستان زاوه ٔ بخش حومه ٔ شهرستان تربت حیدریه . در 20 هزارگزی مشرق تربت حیدریه و 4 هزارگزی جنوب راه شوسه ٔ عمومی تربت به باخرز، در جلگه ٔ معتدل هوایی واقع است و 710 تن سکنه دارد. آبش از قنات ، محصول عمده اش غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).


نیازآباد. (اِخ ) دهی است از دهستان کولیوند بخش سلسله ٔ شهرستان خرم آباد. در 32 هزارگزی جنوب غربی الشتر و 21هزارگزی غرب جاده ٔ خرم آباد به کرمانشاه . در جلگه ٔ سردسیری واقع است و دارای 180 تن سکنه است . آبش از رود تیمورسوری ، محصولش غلات و لبنیات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و گله داری است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6).


نیازآباد. (اِخ ) دهی است از دهستان پائین خواف بخش خواف شهرستان تربت حیدریه . در 45 هزارگزی جنوب شرقی رود، بر سر راه تربت به نیازآباد، در جلگه ٔ گرمسیری واقع است و 659تن سکنه دارد. آبش از قنات و محصول عمده اش غلات و پنبه و زیره و شغل اهالی زراعت و گله داری و کرباس بافی و قالیچه بافی است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).



کلمات دیگر: