کلمه جو
صفحه اصلی

نیک آزمون

لغت نامه دهخدا

نیک آزمون . (ص مرکب ) نیک آزموده . مورد اعتماد و منتخب :
به هر دوری که می خوردی طرب کردن فزون باید
موافق دوستان یک دل همه نیک آزمون باید.

منوچهری .




کلمات دیگر: