کلمه جو
صفحه اصلی

نیکوثمر

لغت نامه دهخدا

نیکوثمر. [ ث َ م َ ] (ص مرکب )خوش ثمر. درختی که میوه ٔ بسیار و مرغوب دهد. کنایه از آدم خیر نیکی رسان مفید به حال دیگران :
نیکوثمر شو ایراک مردم به جز ثمر نیست
آن را که دردماغش مر دیو را ممر نیست .

ناصرخسرو.




کلمات دیگر: