نیکوسیاست . [ سیا / س َ ] (ص مرکب ) خوب اداره کننده . باتدبیر. مدبّر: قُبضه ؛ شبان نیکوسیاست مر گوسپندان را. (از منتهی الارب ).
نیکوسیاست
لغت نامه دهخدا
کلمات دیگر:
نیکوسیاست . [ سیا / س َ ] (ص مرکب ) خوب اداره کننده . باتدبیر. مدبّر: قُبضه ؛ شبان نیکوسیاست مر گوسپندان را. (از منتهی الارب ).