کلمه جو
صفحه اصلی

oversets

انگلیسی به فارسی

سرپرستی، بر هم زدن، واژگون ساختن، سرنگون کردن، زینت دادن، زیاد بار کردن، شلوغ کردن، مضمحل کردن



کلمات دیگر: