کلمه جو
صفحه اصلی

transpiring

انگلیسی به فارسی

فراموشی، رخنه کردن، فاش شدن، بیرون آمدن، نشر کردن، نفوذ کردن، بخار پس دادن، فراتراویدن، روی دادن



کلمات دیگر: