صفحه اصلی
intervened
بستن
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به فارسی
مداخله کرد، مداخله کردن، در میان امدن، در ضمن روی دادن، فاصله خوردن، حائل شدن، پا میان گذاردن
کلمات دیگر: