صفحه اصلی
intromitted
بستن
انگلیسی به فارسی
انگلیسی به فارسی
انحصاری، داخل کردن، جا دادن، منصوب کردن، دخالت کردن، در اوردن، مزاحم شدن
کلمات دیگر: