کلمه جو
صفحه اصلی

ambushes

انگلیسی به فارسی

کمین، دام، کینگاه، مخفی گاه سربازانبرای حمله، سربازانی که درکمین نشسته اند، کمین کردن، در کمین نشستن



کلمات دیگر: