کلمه جو
صفحه اصلی

busts

انگلیسی به فارسی

اتوبوس ها، مجسمه نیم تنه، سینه، مجسمه، بالاتنه، ترکیدگی، انفجار، ورشکست شدن، خرد گشتن، ورشکست کردن، بیچاره کردن



کلمات دیگر: