کلمه جو
صفحه اصلی

بُرد

فرهنگ فارسی

1. فاصلۀ افقی بین سلاح و هدف 2. مسافتی تقریبی که در آن فرستندۀ رادیو کارایی داشته باشد 3. اندازه یا مسافتی که محل عملیات یا منطقۀ چیزی را محدود کند 4. مسافتی که خودرو با بیشترین بار خود بتواند با استفاده از سوختی که در مخزن دارد طی کند



کلمات دیگر: