کلمه جو
صفحه اصلی

بی حرکتی 1

فرهنگ فارسی

1. نبود یا ضعف تسلط بر حرکت ماهیچه‌های ارادی 2. فلج موقت یک ماهیچه براثر تزریق داروی بی‌حسی



کلمات دیگر: