کلمه جو
صفحه اصلی

چهارتایی 2

فرهنگ فارسی

1. چهار فامینک که در یکی از مراحل کاستمان از فام‌تن‌های هم‌ساخت به وجود می‌آید 2. چهار یاختۀ تک‌لاد که در پایان مرحلۀ کاستمان پدید می‌آید 3. چهار باکتری کروی که حاصل دومین تقسیم متوالی عمودبرهم هستند و با آرایش مربعی در کنار هم قرار می‌گیرند



کلمات دیگر: