کلمه جو
صفحه اصلی

دیدبانی 1

فرهنگ فارسی

استفاده از تمامی وسایل و تجهیزات موجود اعم از دیداری و شنیداری برای پایش خطرات احتمالی در اطراف کشتی



کلمات دیگر: