صفحه اصلی
دیدبانی 2
بستن
فرهنگ فارسی
فرهنگ فارسی
برآورد یک یا چند عنصر هواشناختیِ معرف حالت جوّ متـ . دیدبانی وضع هوا weather observation
کلمات دیگر: