کلمه جو
صفحه اصلی

مقاومت 2

فرهنگ فارسی

جزیی از مدار الکتریکی که برطبق قانون اهم در برابر عبور جریان ایستادگی می‌کند یا عبور جریان را محدود می‌سازد



کلمات دیگر: