بطور تناوب و پیاپی آمده و منه : لعن الله المانع المائ المنتاب یعنی آب مباحی که بطور تناوب گرفته شود .
منتاب
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
منتاب. [ م ُ ] ( ع ص ) بطور تناوب و پیاپی آمده و منه : لعن اﷲ المانع الماء المنتاب ؛ یعنی آب مباحی که بطور تناوب گرفته شود. ( ناظم الاطباء ). رجوع به انتیاب شود.
دانشنامه عمومی
منتاب (روستا). منتاب به عربی ( الُمنَتاب )، روستایی است در شرق حجه، در عزلهٔ (جبل مسور)، در ناحیهٔ (المنتار)، از توابع استان حَجّه در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.
المقحفی، ابراهیم، احمد ، (مُعجَم المُدُن وَالقَبائِل الیَمَنِیَة) ، منشورات دار الحکمة، صنعاء، چاپ وانتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی).
جمعیت آن (۲۵۶) نفر (۱۰ خانوار) می باشد.
المقحفی، ابراهیم، احمد ، (مُعجَم المُدُن وَالقَبائِل الیَمَنِیَة) ، منشورات دار الحکمة، صنعاء، چاپ وانتشار سال ۱۹۸۵ میلادی به (عربی).
جمعیت آن (۲۵۶) نفر (۱۰ خانوار) می باشد.
wiki: منتاب (روستا)
کلمات دیگر: