مرد آزموده استوار شده به آزمایش امور و سختی و رنج دیده .
منجذ
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
منجذ. [ م ُ ن َج ْ ج َ ] ( ع ص ) مرد آزموده استوارشده به آزمایش امور و سختی و رنج دیده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
کلمات دیگر: