کلمه جو
صفحه اصلی

بینی پاک کردن

فارسی به انگلیسی

to blow ones nose

فرهنگ فارسی

بینی افشاندن ٠ بینی گرفتن ٠ آب بینی خود را بدستمال و غیره زدودن ٠ امتخاط تمخط مخط ٠

لغت نامه دهخدا

بینی پاک کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) بینی افشاندن. بینی گرفتن. آب بینی خود را بدستمال و غیره زدودن. امتخاط. تمخط. مخط. ( تاج المصادر بیهقی ).
- امثال :
بینی پاک کن پس حدیث ما کن . ( از اسرارالتوحید ).

پیشنهاد کاربران

پاک کردن و یا خالی کردن بینی

پاک یا خالی کردن بینی


کلمات دیگر: