سست نهاد
فارسی به انگلیسی
فرهنگ فارسی
بی بنیاد . ناپایدار . نا استوار .
لغت نامه دهخدا
سست نهاد. [ س ُ ن ِ / ن َ ]( ص مرکب ) بی بنیاد. ناپایدار. نااستوار :
مجو درستی عهد از جهان سست نهاد
که این عجوزه عروس هزار داماد است.
مجو درستی عهد از جهان سست نهاد
که این عجوزه عروس هزار داماد است.
حافظ.
کلمات دیگر: