تکبر کردن فضیلت نهادن خود را
اعجاب کردن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
اعجاب کردن. [ اِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تکبر کردن. فضیلت نهادن خود را :
آن که صد فضل فزون دارد هرگز بیکی
خویشتن را نستوده ست و نکرده ست اعجاب.
آن که صد فضل فزون دارد هرگز بیکی
خویشتن را نستوده ست و نکرده ست اعجاب.
فرخی.
رجوع به اعجاب شود.پیشنهاد کاربران
اعجاب کردن: شگفتی نمودن، خوش آمدن.
( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۲۱۳ ) .
( مرزبان نامه، محمد روشن ج اول، چاپ دوم، ۱۳۶۷. ص۲۱۳ ) .
کلمات دیگر: