کلمه جو
صفحه اصلی

محرمین

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع محرم در حالت نصبی و جری ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند ) .

لغت نامه دهخدا

محرمین. [ م ُ رِ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِمُحْرِم ( در حالت نصبی و جری ). رجوع به محرم شود.

محرمین. [ م ُ ح َرْ رِ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِمُحَرِّم ( در حالت نصبی و جری ). رجوع به محرم شود.

محرمین . [ م ُ ح َرْ رِ ] (ع ص ، اِ) ج ِمُحَرِّم (در حالت نصبی و جری ). رجوع به محرم شود.


محرمین . [ م ُ رِ ] (ع ص ، اِ) ج ِمُحْرِم (در حالت نصبی و جری ). رجوع به محرم شود.



کلمات دیگر: