( اسم ) ابلق .
پشت پلنگ
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پشت پلنگ. [ پ ُ پ َ ل َ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کنایه از ابلق است :
از سبزه زمین بساط بوقلمون شد
وز میغ هوا به صورت پشت پلنگ.
از سبزه زمین بساط بوقلمون شد
وز میغ هوا به صورت پشت پلنگ.
منوچهری.
کلمات دیگر: