کلمه جو
صفحه اصلی

پشکر

لغت نامه دهخدا

پشکر. [ پ ِ ک َ ] ( اِ ) بمعنی پشک است که سرگین گوسفند و بز و آهو و شتر باشد. ( برهان قاطع ).

پشکر. [ ] ( اِخ ) ( ده... ) میانه شمال و مشرق بهبهان است. ( فارسنامه ناصری ).

پشکر. [ ] (اِخ ) (ده ...) میانه ٔ شمال و مشرق بهبهان است . (فارسنامه ٔ ناصری ).


پشکر. [ پ ِ ک َ ] (اِ) بمعنی پشک است که سرگین گوسفند و بز و آهو و شتر باشد. (برهان قاطع).



کلمات دیگر: