( مصدر ) ۱- خم کردن خمیده ساختن پشت . ۲- تعظیم با خم کردن پشت .
پشت دوتا کردن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پشت دوتا کردن. [ پ ُ دُ ک َ دَ] ( مص مرکب ) خم کردن. خمیده ساختن پشت :
هر که دل یکتا کند در بیعت و پیمان تو
دور گردون پشت او را کرد نتواند دوتا.
ای شکم خیره به نانی بساز
تا نکنی پشت بخدمت دوتا.
هر که دل یکتا کند در بیعت و پیمان تو
دور گردون پشت او را کرد نتواند دوتا.
معزی.
|| پشت خم کردن برسم عباد و بندگان در برابر کسی تعظیم را خم شدن. تعظیم با خم کردن پشت : ای شکم خیره به نانی بساز
تا نکنی پشت بخدمت دوتا.
سعدی.
پیشنهاد کاربران
تأضیم کردن
تعظیم کردن
کلمات دیگر: