( مصدر ) دور کردن معربد و هرزه گوی از خود بلطائف الحیل .
پشم درکشیدن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پشم درکشیدن. [ پ َ دَ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) دورکردن معربد و هرزه گوی از خود به لطائف الحیل. ( فرهنگ رشیدی ) :
درنمی گنجد اگر موی شود بیهده گوی
هر که بیهوده کند عربده پشمش درکش.
درنمی گنجد اگر موی شود بیهده گوی
هر که بیهوده کند عربده پشمش درکش.
نزاری ( از بهار عجم ).
کشیدم پشم در خیل و سپاهش نظامی ( از فرهنگ رشیدی ).
کلمات دیگر: