( مصدر ) ۱-راست ایستادن پس از نهادن باری سنگین . ۲- از سختی و صعوبت رهایی یافتن.
پشت راست کردن
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پشت راست کردن. [ پ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پس از نهادن باری سنگین که پشت خم کرده بود راست ایستادن. || از صعوبت و سختی رهائی یافتن.
پیشنهاد کاربران
پشت راست کردن : کنایه ی فعلی ایماست از بالا بر افراختن و به آسودگی و سرافرازی زیستن .
( ( ز هر کشوری مهتران را بخواست
که در پادشاهی کند پشت راست ) )
( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 302. )
( ( ز هر کشوری مهتران را بخواست
که در پادشاهی کند پشت راست ) )
( نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 302. )
کلمات دیگر: