( صفت ) ۱- باد کرده آماس کرده ورم کرده . ۲- آماسیده روی .
پفالو
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پفالو. [ پ ُ ] ( ن مف مرکب ) پف آلود. در تداول خانگی آماس کرده و مائل بزردی و بیشتر در پشت چشم و روی مردم بکار رود. 4آماسیده روی. مُهَبَّل. ( منتهی الارب ).
کلمات دیگر: